عدالت در شعار؛
آپارتاید در عمل!
این روزها طرح بومی گزینی پذیرش دانشجو در دانشگاه های سراسری سر و صدای زیادی به پا کرده است. در گذشته روال امر بر این بود که در پذیرش دو داوطلب با شرایط یکسان از دو منطقه ی آموزشی کشور، داوطلبی مورد پذیرش قرار می گرفت که بومی منطقه ی دانشگاه مزبور باشد.
مثلا دو داوطلب را برای ورود به دانشگاه اصفهان در نظر بگیرید که از نظر علمی در شرایط یکسانی قرار دارند با این تفاوت که اولی اهل نایین است و دومی اهل اهواز. در این حالت نام دواطلب نایینی به عنوان دانشجوی دانشگاه اصفهان در سایت سازمان سنجش ثبت می شد، زیرا در شرایط کاملا یکسان علمی، داوطلب نایینی برای دانشگاه اصفهان بومی محسوب می شد.
طرح فوق طرحی معقول و پذیرفته شده و منطقی بود و صرفا در مواقعی بومی بودن در اولویت پذیرش قرار می گرفت که از نظر پارامترهای علمی، طرفین در یک سطح قرار گرفته باشد. با نهایت تاسف باید عنوان داشت که به پیشنهاد مستقیم وزارت علوم دولت عدالتخواه و تصویب در شورای عالی انقلاب فرهنگی و بدستور مستقیم رییس جمهور، بر مبنای طرح شتاب زده ای بنام "بومی سازی" تعداد زیادی از داوطلبان رتبه های برتر شهرستانی، فقط و فقط بدلیل پایتخت نشین نبودن و به بهانه ی بومی سازی از تحصیل در دانشگاه های معتبر کشور محروم شدند!
بر مبنای این طرح، 65 درصد ظرفیت رشته شهرهای دوره ی روزانه ی دانشگاه های سراسری به داوطلبان استانی و ناحیه ی تعلق پیدا می کند. یعنی یک داوطلب تهرانی، برای ورود به دانشگاه های تهران لازم نیست که الزاما رتبه اش از یک داوطلب اهل شیراز یا ایذه ی خوزستان بیشتر باشد. چرا که وی برای ورود به معتبرترین دانشگاه های کشور دارای سهمیه ی بنام بومی بودن است!
بر همین اساس ترکش خمپاره های حق کُشی و تبعیض طبق روال همیشگی و این مرتبه در عرصه ی آموزش عالی، دامن شهرستانی ها را گرفته است! رتبه ی 100 در گروه آزمایشی ریاضی، حائز شرایط پذیرش مهندسی عمران دانشگاه علم و صنعت نمی شود! ولی در همین دانشگاه و در همان رشته، داوطلبی با رتبه ی حدود 500 پذیرفته می گردد. وقتی علت را جویا می شوی مشخص می شو داوطلب رتبه ی 100 اهل مشهد است و داوطلب رتبه ی 500 اهل پایتخت و مبتنی بر طرح جدید، داوطلب مشهدی حق تحصیل در دانشگاه علم و صنعت را ندارد! هرچند رتبه ی علمی اش 5 برابر بهتر از یک داوطلب تهرانی باشد!!!
و فاجعه بارتر آنکه به عنوان نمونه؛ 120 نفر از ظرفیت150 نفری مهندسی برق دانشگاه شریف به شکل استانی و ناحیه ای(بخوانید از تهران و اطراف تهران) تکمیل گردیده و سهم شهرستانی های سایر نقاط کشور با برترین رتبه ها، تنها و تنها 30 نفر است!!!
نمی دانم آن نخبه ی شهرستانی که فقر شدید امکانات علمی و آموزشی و فرهنگی را با پشتکاری شبانه روزی جبران و برای پذیرش در دانشگاه های مطرح کشور سرمایه گذاری می کند، چه عمل ناهنجاری مرتکب گردیده که باید به این شکل از تحصیل محروم شده و جای وی را فردی با رتبه ی پایین تر اشغال کند!

سیاست بومی سازی اگر به شیوه ای منطقی و معقول و نه شتابزده اجرا گردد، سیاستی قابل قبول است . هر چند دیگر آرام آرام به تصمیمات شتابزده ی رییس جمهور عدالتخواه مان عادت کرده ایم! حال سوال آن است که آیا همه دانشگاه های کشور در سطح یکسان علمی و آموزشی قرار دارند که بر مبنای بومی سازی به شکلی غیر معقول سهمیه ای 65 درصدی حتی در بهترین دانشگاه های کشور به بومیان تعلق گیرد؟
تعدادی از دانشگاه های کشور از سایر مراکز آموزش عالی نه یک سر و گردن، بلکه چندین سر و گردن بالاتر بوده و نقطه ی هدف و سرمایه گذاری بسیاری از داوطلبان می باشد. باید تعدادی از دانشگاه های معتبر کشور که وجهه ای ملی دارند را از این سیاست مستثنی کرد.
باید پذیرفت که حتی فارغ از جنبه ی کیفی و آموزشی و صرفا از لحاظ اعتبار آموزشی، اعتبار بسیاری از دانشگاه های مطرح در شهرستان ها و حتی کلان شهرها، در حد و اندازه های دانشگاه های پایتخت نیستند! و باز هم فارغ از جنبه تبعیض آمیز بودن چنین طرح هایی، هنگامی که داوطلبی با رتبه ی بالاتر، از تحصیل در چنین دانشگاه هایی محروم شده و جایش را به داوطلبی با رتبه ی پایین تر می دهد، چه تاثیری بر بنیه ی علمی گروه آموزشی مربوطه و دانشگاه مورد نظر خواهد گذاشت؟
آیا چنین امری در دراز مدت تضعیف جریان تولید علم را تعقیب نمی کند؟ باید حساب دانشگاه های پایتخت را که وجهه ای ملی دارند از حساب دیگر دانشگاه های کشور جدا کرد، در غیر این صورت این طرح نژادپرستانه جز هلاک کردن استعدادها و لگدمال کردن توانایی ها و خُرد کردن پشتکارها هیچ نتیجه ی دیگری ندارد!
و در انتها سخنی با رییس جمهور محترم
آقای رییس جمهور!
مدتی است که دیگر شعارها و حرفها و سخنان و طرح های شما برایم جذابیتی ندارد و در جلسات دوستانه و غیر دوستانه وکیل مدافع شما و همکارانتان نیستم. آن اوایل -هرچند همچون بسیاری از حامیان تند و تیزتان، شما را فردی نمی دانستم که در دوره ای 4 ساله مملکت را کُن فیکون کند- اگر در گوشه و کنار این دستگاه عریض و طویل کج سلیقگی هایی هم می دیدم حمل بر آن می گذاشتم که دستگاه اجرایی است و قطع ارتباط بین بدنه و راس!
اما وقتی دست پخت جدید یکی از وزارتخانه های تحت امر حضرت عالی را مشاهده کرده و چندی بعد نیز در کمال ناباوری این ظلم مسجل و بی عدالتی محض و جفای مسلم با دستور مستقیم جنابعالی اجرایی گردید، دو خط اول این بند برایم عینیت تام یافت!
خود با کمبودها و محرومیتها آشنایید. حتی بسیاری از کلان شهرهای بزرگ کشور نظیر مشهد که اینجانب چندین سال از دوران نوجوانی خود را در آن سپری کرده ام، فاصله ای غیر قابل قبول با پایتخت دارند! دنیا دنیا قحطی و ستم پیشگی و شهروند درجه چندم دیدن شهرستانی های این مرز و بوم کم بود که آپارتاید آموزشی و تحصیلی نیز بر آن اضافه شد!
حق یک مشهدی و یا کرمانی فقط و فقط بدلیل آنکه اهل کوره دهاتی بنام مشهد و یا کرمان است به بهانه هایی در ظاهر دلفریب و جذاب و طبق معمول مصلحت پرستانه، براحتی لگدمال گشته و از آنِ دیگری می شود؛ و عجبا نطفه ی همه ی این اتفاقات غریب و عجیب در دوره ای بسته می شود که هنوز جوهر شعارهای دلربای عدالت طلبی نوشته شده بر کوی و برزن این دیار خشک نشده است!
وزیر علوم شما با نهایت قاطعیت و تبختر اعلام می کند که ما هنگام انتخاب رشته اطلاع رسانی کرده بودیم و داوطلبان باید متناسب با آن اقدام می کردند، آقای وزیر! نشانی به غلط رفته اید! اصلا صحبت در جای دیگری است! سخن بر آن نیست که اطلاع رسانی کذایی اتفاق افتاده و یا نیفتاده! سخن آنجاست که طرح اجرایی شما و دوستان تان طرحی ظالمانه و تبعیض آمیز است!
آقای رییس جمهور!
ما دیگر یاد گرفته ایم که دلخوش به وعده ها نباشیم و یقین داریم جز خودمان کسی به فکرمان نیست، انتظار هیچ معجزه و شعبده ای را هم از شما و همکارانتان نداریم! فقط لطف کرده و در مسیری که خودمان می پیماییم سنگ اندازی نکرده و محدودتر مان ننمایید! خدا هم آنقدر بزرگ است که ما را از اقدامات دشمنان آگاه و دوستان ناآگاه حفظ کند!
در پایان هم اجازه بدهید موفقیت جدیدتان را در رسمی نمودن آپارتاید تحصیلی در بهترین دانشکده های این مرز و بوم تبریک بگویم!
(راستی الان یادم آمد که شما به فکر تحصیلات عالیه ی نخبه های شهرستانی هم هستید! آخر ظرفیت دانشگاه پیام نور را چندین برابر کرده اید!)
تا بعد...
